ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
383
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
را مطابق نمونهء شالهاى هندى با نقش نخل و مارپيچ مىبافند و به ظرافت حاشيهدوزى مىكنند ، و مىتوان گفت كه اين تنها منسوجى است كه مقدارى از آن به روسيه و قسطنطنيه صادر مىشود . در عوض صادرات الياف ابريشم چنان كه در بالا ذكر كرديم يكى از منابع مهم درآمد مملكتى است . از پارچههاى ابريشمى فقط محصولات ليون و از همه بيشتر زرى و حرير وارد مىشود كه روىهمرفته مقدار قابل ملاحظهاى هم نيست . به كتان چندان رغبتى ندارند و فقط از آن دستمال جيب و كمربندهائى مخصوص گرم نگاهداشتن بدن تهيه مىكنند . كشت كتان به بعضى از مناطق كوچك ناحيهء مازندران محدود است . مقدارى از مواد رنگى كه در كار نساجى مصرف دارد از محصولات داخلى تأمين مىشود مانند روناس ، كافيشه ، نيل ، پوست انار ، مازو ، زاج سياه و كات كبود ، استات آهن و غيره ؛ مقدارى را نيز از هندوستان وارد مىكنند . قرمز دانه از طريق اروپا وارد مىشود ، اما به جاى آن اغلب « كرم قرمز » را كه در دامنههاى آرارات بدست مىآيد به كار مىبرند . با اضافه كردن « لطر » معمولا قدرت قرمزدانه را در كار رنگرزى تقويت مىكنند . زنان چادرنشين و عشايرى طبق دستورها و نسخههاى قديمى و سنتى به تهيهء رنگ مىپردازند ؛ به عنوان اسيد ، جوهر آبليمو و اسيد سولفوريك ( عرق گوگرد ) را به كار مىبرند كه به زحمت تمام از سوزاندن گوگرد بدست مىآيد و قلياى آنان ، پيشاب گاو است . خوب ديگر با اين نوع طرز تهيه مواد ، طبيعى است كه به سهولت نمىتوانند همواره رنگها را عينا مانند هم و به صورت يكنواخت و يكجور تهيه كنند و به همين دليل است كه اغلب در فرش و شال كه بافت آنها مدتى دراز و اغلب شش ماه به طول مىكشد در بعضى از مواضع اختلاف جزئى رنگ مشاهده مىشود . در عوض مىتوان گفت كه رنگها اصيل و ثابت است و خيلى بيش از رنگهاى اروپائى در برابر پرتو سوزان آفتاب ايران مقاومت دارد . تمام شهرهاى بزرگ كه در آنها كارخانههاى نساجى وجود دارد ، از خود داراى رنگرزى يا صباغى هستند و معمولا هر صباغى به تهيه يك رنگ معين مىپردازد . به همين ترتيب نيز در همه جا سفيدگريهاى بزرگ وجود دارد ، مثلا من خود در نزديكى اصفهان در ساحل زايندهرود ديدم كه تا چشم كار مىكند نخها و پارچهها را گستردهاند . چرمسازى بيش از همه جا در شهر كوچك همدان رواج دارد . از پوستهاى گوسفند كه بسيار عالى دباغى شده در اينجا « چرم همدانى » تهيه مىشود و از پوست پشت خر وحشى چرمهاى ممتاز ساغرى فراهم مىگردد كه رنگ سبز قوس و قزحى آنكه به كمك زنگار مس ايجاد شده تا آخرين لحظهاى كه مورد استفاده قرار مىگيرد همچنان ثابت و پابرجا مىماند . فقط اهالى كرمانند كه در كار تهيهء جير از پوست بز كوهى و آرغالى بصيرت دارند ؛ در بقيهء قسمتهاى ايران پوست گوزن ، آهو ، آرغالى و بز كوهى را بدون استفاده بدور مىافكنند . واردات چرم كاملا بدون اهميت است ، زيرا ايرانيها چرمى